منهاج سراج
274
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و سلاطين غور طريق مودت و مراعات جوانب مسلوك [ ( 1 ) ] داشت ، سالى چند خود را در پناه مراعات بداشت و در گذشت . رحمة اللّه عليه ، اللهم اظهر بالحق . الثانى ملك طغان شاه بن ملك مؤيد پادشاه خوبروى بود . و عشرت دوست عظيم بود ، و شب و روز در عشرت و سماع و مجالست به نديمان و مطربان و اهل عيش بودى ، و چون ملك نشاپور از پدر به دو رسيد ، با ملوك اطراف طريق مودت و موافقت و خدمت پيش گرفت ، چون از وى مضرتى لاحق نمىشد ، همگنان او را زحمت ندادند ، مدام در عشرت و رقص و طرب و شراب بودى ، به جهت عشرت و طرب آستين پيراهن خود به قدر ده گز در طول كرده بود ، و جلاجل زرين بسته ، و در ميان رقص انداختى ، در مدت نزديك در گذشت . الثالث سنجر شاه بن طغان شاه چون طغان شاه [ ( 2 ) ] بتخت نشاپور نشست ، با ملوك غور ، اتصال معارف فرستاد و دختر [ ( 3 ) ] سلطان غياث الدين محمد سام طاب ثراه ، به جهت پسر خود سنجر شاه بخواست ، و اكابر و علماء نشاپور بيامدند ، و آن عقد منعقد كردند چون طغان شاه برحمت حق پيوست ، تكش خوارزمشاه لشكر به نشاپور آورد نشاپور را ضبط كرد و سنجر شاه را بگرفت و به خوارزم برد ، سلطان غياث الدين ملكه جلالى [ ( 4 ) ] را پاى كشاد بر قول امام شافعى رحمة اللّه عليه . و بملك ضياء الدين در غور [ ( 5 ) ] داد ، و سنجر شاه بخوارزم درگذشت . حق تعالى سلطان ما را تا قيام قيامت باقى و پاينده داراد ! و اللّه الباقى ، كل شىء هالك [ ( 6 ) ] و اللّه اعلم .
--> [ ( 1 ) ] اصل : ملوك . پ : مانند متن . [ ( 2 ) ] اصل : سنجر شاه . پ و راورتى : مانند متن [ ( 3 ) ] اصل : و دختران [ ( 4 ) ] اصل : حلالى . راورتى : جلالى . [ ( 5 ) ] اصل : دژغور پ : راورتى در متن ، ملك علاء الدين نوشته ، و گويد : كه در سه نسخه ضياء الدين هم آمده . وى ( در غور ) را به InGhur ترجمه كرده ، حال آنكه در غور بضم اول تركيب اضافى است . و طورى كه بعد ازين درين كتاب خواهد آمد گويا در غور يعنى گوهر غور لقب اين شخص بود . [ ( 6 ) ] قرآن ، القصص 88 .